تعریف تقلید
تقلید در لغت، قلاده دارنمودن خود یا دیگرى است. به عنوان مثال: تقلید شمشیر، آویزان کردن آن بر گردن است و تقلید شتر قربانى، آویزان نمودن نعلین بر گردن آن، در موسم حجاست.[۱]
تقلید در اصطلاح فقه، عمل کردن به فتواى مجتهد است؛ به عبارت دیگر آن گاه که عمل و رفتار انسان با استناد به فتواى فقیه انجام پذیرد، از وى تقلید کرده است.[۲]
تناسب میان معناى لغوى و اصطلاحى آن است که مکلف، مسئولیت اعمال و رفتار خود را بر گردن مجتهد مى اندازد. عبدالرحمان بن حجاج مى گوید: امام صادق علیه السلام در حلقه بحث و گفتگوى شخصى به نام ربیعة الرأى نشسته بود که عربى وارد شد و مسأله اى از ربیعه پرسید و او پاسخ داد.
سپس مرد عرب گفت: آیا عمل مرا به عهده مى گیرى؟ ربیعه سکوت کرد. وى مسأله خود را تکرار کرد و ربیعه همان پاسخ را داد. دوباره مرد عرب گفت: آیا مسئولیت عملم را به عهده مى گیرى؟ باز ربیعه سکوت نمود. امام صادق علیه السلام فرمود: او مسئول عمل توست چه در لفظ بپذیرد و یا نه؛ چون هر فتوادهنده اى مسئول و ضامن اعمال کسانى است که به فتواى وى عمل مى کنند.[۳] با توجه به این روایت، تعریف اصطلاحى تقلید نه تنها متناسب با معناى لغوى آن، بلکه مطابق مضمون روایت یاد شده است.